سلام دوستان اسم من محمد هستش... امیدوارم از مطالبی ک میزارم خوشتون بیاد ...
بچه که بودم....
بچه که بودم چه دل بزرگی داشتم
اکنون که بزرگم چه دلتنگم
کاش دلم به بزرگی بچگی بود
کاش همان کودکی بودم که حرفهایش
را از نگاهش میشد خواند
.
.
کاش برای حرف زدن
نیازی به صحبت کردن نداشتم
کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود
کاش قلب ها در چهره بود
.
.
اما اکنون اگر فریاد هم بزنم کسی نمیفهمد
و دل خوش کرده ام که سکوت کرده ام
دنیا را ببین.......
بچه که بودم از آسمان باران می آمد
بزرگ شده ام و از چشمهایم می آید!!!
بچه که بودم همه چشمهای خیسم را می دیدند.
بزرگ شدم و هیچ کسی نمیبینه
بچه بودم تو جمع گریه میکردم
بزرگ شدم تو خلوت
.
.
بچه بودم راحت دلم نمیشکست
بزرگ شدم دلم خیلی آسون میشکنه
بچه بودم همه رو 10 تا دوست داشتم
بزرگ که شدم بعضی ها رو هیچی
بعضی ها رو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست دارم
بچه که بودم قضاوت نمیکردم و همه یکسان بودن
بزرگ که شدم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که
اندازه دوست داشتنم تغییر کنه
کاش هنوز همه رو
به اندازه همون بچگی 10 تا دوست داشتم
.
.
بچه که بودم اگه با کسی دعوا میکردم
یک ساعت بعد یادم می رفت
بزرگ که شدم گاهی دعواهامسالها تو یادم موند و آشتی نکردم
.
.
بچه که بودم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم میشدم
بزرگ که شدم حتی 100 کلاف نخ هم سرگرمم نمیکنه
بچه که بودم بزرگترین آرزوم داشتن کوچکترین چیز بود
بزرگ که شدم کوچکترین آرزوم داشتن بزرگترین چیزه
بچه که بودم آرزوم بزرگ شدن بود
بزرگ شدم ولی حسرت برگشتن به بچگی رو دارم
.
.
بچه که بودم تو بازی هام همش ادای بزرگتر ها رو در میاوردم
بزرگ که شدم همش تو خیالم برمیگردم به بچگی
.
.بچه بودم درد دل ها رو به هزار ناله میگفتم و همه میفهمیدن
بزرگ شده ام درد دل را به صد زبان به کسی میگویم....
اما هیچ کس نمیفهمد...
.
.
بچه که بودم دوستیام تا نداشت
بزرگ که شدم همه دوستیام تا داره
.
.
بچه که بودم بچه بودم
بزرگ که شدم ، بزرگ که نشدم هیچ، دیگه همون بچه هم نیستم
ای کاش با همون صفت های خوب و پاک بزرگ میشدیم....
برچسب: یادش به خیر,بچگی,کجایی,
نویسنده: Mohammad